محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
216
مناقب مرتضوى ( فارسي )
آفريده ، او مهربانتر است بر ايشان از من و تو . آنگاه دست مبارك برداشته گفت : يا جامع المتفرّقين ، هرجا اين دو فرزند ارجمند منند ، تو نگاهبان ايشان باش . در اين حين ، روح الامين در رسيده گفت : يا سيّد المرسلين ، اندوهگين مشو كه ايشان در دنيا و آخرت فاضلند و پدر ايشان افضل است از ايشان و در خطيرهء بنى النجارند . خير البشر بعد از استماع بشارت به اصحاب مستطاب خود به سوى خطيره روان گرديد . چون رسيد ، ديد يكديگر را كناره گرفته خوابيدهاند و ملكى يك بال خود را زير ايشان گسترده و به بال ديگر سايه كرده . آن سرور به جانب سر ايشان نشسته به شفقّت تمام مىبوسيد تا آنكه بيدار شدند . پس امام حسن را بر كتف راست و امام حسين را بر كتف چپ خود نشانيده به سوى منزل روان گشت و جبرئيل - عليه السّلام - در برابر و صحابه متعاقب آن سرور مىرفتند و در آن حال به زبان معجز بيان فرمود : البته شرف و بزرگى دهم شما را . در اين اثنا ابو بكر پيش آمده گفت : يا رسول اللّه ، يكى از اين دو گوشوارهء عرش مرا ده كه بردارم . رسول فرمودند : هم اى ابو بكر ، نيكو مركبى است مركب ايشان و نيكو سوارانند ايشان و پدر ايشان بهتر است از ايشان . القصّه ، چون بر اين منوال در مسجد درآمد ، بلال را فرمود تا ندا كند كه مؤمنان حاضر آيند . چون از صغير و كبير و وضيع و شريف حاضر آمدند ، به دستور سابق امامين را بر كتفين نشانده بر منبر برآمده گفت : ايّها النّاس ، آگاه گردانم شما را بر بهترين خلايق از روى جدّ و جدّه و مادر و پدر و عمّ و عمّه و خال و خاله ؟ گفتند : آرى . فرمود : آن حسن و حسين است كه جدّ ايشان محمّد رسول اللّه است و جدّهء ايشان خديجه بنت خويلد كه افضل ازواج مطهّرات من است و مادر ايشان فاطمه بنت من كه سيّدة النّساء است در دنيا و آخرت و پدر ايشان على بن ابى طالب كه بعد از من خير البشر است و عمّ ايشان جعفر طيّار و عمّهء ايشان امّ هانى بنت ابى طالب و خال ايشان قاسم پسر من و خالهء ايشان زينب بنت من . آنگاه گفت : خداوندا ، مىدانم كه حسن و حسين و مادر و پدر ايشان با دوستان خود در بهشت خواهند بود . مىخواهم از تو هركه ايشان را دشمن دارد ، ابدالآباد در دوزخ باشد . راوى گويد : هارون الرشيد آب از ديده مىريخت ؛ چندانكه از بسيارى گريه آواز گلوى او گرفته شده بود ، در وقتى كه اين حكايت به حضّار مجلس بيان مىنمود . » منقبت : در فصل الخطاب هم از ابن عباس - رضى اللّه عنه - منقول است كه گفت : « چون حقّ سبحانه فتح داد مداين را بر اصحاب ، آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در زمان عمر بن